گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

46

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

فرداى آن روز براى عذرخواهى بمنزلم آمد و گفت مستخدم اشتباه نموده است و او به علت كسالت مشغول استحمام بوده است و مرا براى شام همانشب دعوت نمود و اضافه كرد كه به افتخار من چراغانى و آتش‌بازى و نيز سرگرمىهاى شبانه برقرار خواهد بود . با اين مقدمات و عذرخواهى سرانجام دعوت وى را پذيرفتم . روز بعد دو راس اسب بعنوان هديه برايم فرستاد و منهم در عوض هدايائى از قبيل سرويس غذاخورى كارچين ، عنبر ، فلفل ، قند و اشياء كمياب ديگر جهت وى فرستادم . تا روز پانزدهم سپتامبر در شيراز ماندم و اين توقف نه تنها به علت تهيه و فراهم كردن وسايل لازم جهت ورود به اصفهان بود بلكه بيمارى شديدى كه عارض خودم و همراهانم گرديده بود نيز موجب توقفم گرديده بود . در آن موقع به حدى بيمارى در شيراز شيوع داشت كه روزى بيش از صد نفر به هلاكت مىرسيدند ، از اين روى با وجود نقاهت شديد با كمال شتاب به مسافرتم ادامه دادم . در قصبه چهل منار ، درنه منزلى شيراز مدت چند روز با تب شديد اقامت گزيدم . خان شيراز براى مداواى من طبيبى به اقامتگاهم فرستاد كه مرا معالجه نمود و تا دربار اصفهان همراهيم كرد و به همين روى دستمزد قابل توجهى به او عطا كردم . چهل منار قصبه پرجمعيتى است كه رودخانه بند امير از كنار آن ميگذرد و اين رودخانه بواسطه برفهاى زيادى كه بر قله كوههاى مجاور آن قرار دارد بسيار پرآب مىباشد . در اين آبادى قصر معروفى قرار دارد كه مىگويند توسط داريوش بنا شده است . اين قصر داراى چهل ستون مرتفع است كه اكثر آنها فقط از دو قطعه سنگ تراشيده شده‌اند و بر روى آنها خطوطى رسم شده است كه كسى قادر به خواندن آنها نيست و فعلا از اين چهل ستون تنها نوزده عدد آن پا برجاست و بقيه ستونها بر زمين افتاده‌اند . نه تنها مرور زمان ستونها را واژگون كرده است بلكه ساكنان شهر نيز در اين خرابى دستى دارند ، چرا كه درباريان به منظور ديدار از اين بناى باستانى به اين محل مىآيند و از آزار و فشار مردم خوددارى نمىكنند و خيلىها اين بنا را